سال نگارش:1392جای سوختگی بر مردی که تکرار میشودمرد لحظه ای ایستاد به اندازه ای که تردیدش را برای باز کردن در از بین ببرد و سپس نفسش را حبس کرد و در را باز کرد و بعد چیزی به ذهن نویسنده نیامد. تنها نشست و به خطوط نوشته شده نگاه کرد و به علامت تایپ روی صفحه مانیتور خیره شد و خط نوشته شده را پاک کرد حالا مرد دیگر تردید نداشت و حتی نفس هم نمی کشید و صورتش کبود بود. صدای چکیده شدن قطره های آب از طبقه ی بالایی شنیده می شد و خنده ی زنی که از چیزی مست بود و حالا مرد سیگارش را روشن می کند و به آتشش خیره
برچسب:
نویسنده: مانی پورعلی
تاريخ: پنجشنبه
29 مرداد
1405 ساعت: 7:42